افسانه "D.S.T"؛ قسمت هفتم: نقطه
دوشنبه 25 تیر 1397 ساعت 08:28 ب.ظ | نوشته شده به دست مهدی سوقندی | ( نظرات )

افسانه D.S.T        قسمت هفتم (نقطه)

حدود 10 دقیقه‌ای می‌شد که جناب عقل محو تماشای مورچه‌ای بود که درگیر حمل دانه‌ای گندم بود و من هم همچنان در سکوت و نظاره‌گر بودم.

بعد از چنددقیقه‌ای عقل گفت: برو یک تکّه چوب پیدا کن و بیاور...



افسانه D.S.T        قسمت هفتم (نقطه)

حدود 10 دقیقه‌ای می‌شد که جناب عقل محو تماشای مورچه‌ای بود که درگیر حمل دانه‌ای گندم بود و من هم همچنان در سکوت و نظاره‌گر بودم.

بعد از چنددقیقه‌ای عقل گفت: برو یک تکّه چوب پیدا کن و بیاور.

چوبی کوتاه پیدا نمودم و خدمت جناب عقل رسیدم و گفتم: این هم چوب؛ بفرمایید.

عقل گفت: یک سؤال. به نظر شما کوچک‌ترین محیط و سطحی که بتوانیم این مورچه را درونش قرار دهیم؛ کدام‌یک از شکل‌های هندسی است؟

کمی فکر کردم ... بعدش به جناب عقل گفتم:

لطفاً چوب را به من بدهید. سپس با چوبی که در دست راست داشتم شروع نمودم به کشیدن یک مربع آن‌هم اطراف مورچه.

انداز براندازی نمودم و کمی فکر کردم و سپس مربع را با دستانم پاک نمودم و این بار مورچه را درون یک دایره قرار دادم و سپس کمی مکث نمودم.

دومرتبه دایره را با دستانم پاک نمودم و اطراف مورچه را با یک مثلث خط‌کشی نمودم.

بله! حالا درست شد! کوچک‌ترین سطحی که توانستم مورچه را درونش قرار دهم یک مثلث بود. چون سطح مثلث از دایره و سطح دایره از مربع کوچک‌تر بود.

جناب عقل نگاهی کرد و فرمود: آفرین؛ خیلی دقیق عمل نمودی.

سپس گفت:

اگر در طول مسیر زندگی هر انسانی کمی دقت نماییم؛ به این نکته می‌رسیم که زندگی مجموعه‌ای است از آزمون‌ها و خطاها.

و در ادامه گفت:

به نظرت بهتر نیست حاشیه رو بی‌خیال شویم و باهم برویم به سراغ اصل و مغز مطلب؟

گفتم: والا چه عرض کنم، فعلاً که میکروفن دست شماست، هر طور صلاح می‌دانید همان کنید.

عقل گفت: می‌خواهم از ابتدایی‌ترین مطلب شروع کنم و در ادامه ببینم سر از کجاها درمی‌آوریم؛ برای اینکه بتوانم از ابتدایی‌ترین الفبای دانایی برای زندگی هر انسانی صحبت کنم باید در یک کلمه بگویم که بسیاری از مسائل از عاملی به وجود می‌آیند به نام نقطه.

گفتم: نقطه! منظورتان از نقطه چیست؟

عقل فرمود:

از تماس هر وسیله اثرگذار بر روی یک سطح (نقطه) به وجود می‌آید.

یعنی برای به وجود آمدن یک نقطه، حتماً باید یک وسیله‌ای وجود داشته باشد که بتواند اثری از خودش را بر روی یک سطح برجای بگذارد.

مثل یک خودکار که وقتی با سطح یک کاغذ تماس پیدا می‌کند یک نقطه را به وجود می‌آورد.

ما انواع و اقسام نقطه‌ها را داریم که در اینجا بحث اصلی و اساسی ما که ریشه تمام رفتارهای خوب و یا بد یک انسان را در نظر می‌گیرد عاملی است به نام نقطه تفکر.

وقتی می‌گوییم نقطه تفکر؛ یعنی اینکه باید یک وسیله اثرگذاری وجود داشته باشد که بر روی سطح فکر ما اثر بگذارد و آن‌وقت نقطه تفکر و جرقّه‌ای را در ذهن ما خلق کند.

در اینجا سطح تفکر ما که مشخص است؛ ولی وسیله‌های اثرگذار آن‌قدر زیاد هستند که قابل‌شمارش نیستند.

البته این نقطه تفکر وقتی شکل می‌گیرد هم می‌تواند خوب و سازنده باشد و هم بد و مخرّب؛ و این بستگی به نقاط ضعف من دارد که در چه زمینه‌هایی من ضعیف هستم و زور و قدرت آن وسیله اثرگذار بر روی من چقدر است.

گفتم: اگر اجازه بدهید من به تعدادی از این وسایل اثرگذار اشاره‌کنم.

عقل گفت: بله حتماً، بفرمایید.

گفتم: در یک بستر و مکانی استکانی مشروب یا یک عدد قرص یا یک بست تریاک و یا حرف و سخنی بیهوده (اشاره به شجره خبیثه) می‌تواند بر روی سطح فکر من اثر بگذارد و نقطه‌ای را به وجود آورد که می‌تواند شروع یک تخریب باشد.

درجایی دیگر هم ممکن است یک کتابی و یا یک نوشته‌ای و یا اینکه صحبت یک نفر با سطح فکر من برخورد کرده که آن‌هم می‌تواند نقطه شروعی برای یک سازندگی بزرگ باشد. آیا درست گفتم؟

جناب عقل گفت: خیلی هم خوب توضیح دادی.

قبل از انجام هر کار خوب و یا بدی که انسان انجام می‌دهد؛ باید قبلش درباره‌اش تفکر کرده باشد حتّی برای دو یا سه ثانیه.

و ازآنجاکه هدف اصلی نیروهای شیطانی آلوده نمودن تفکر و اندیشه انسان است، پس باید نیروهای شیطانی روی نقطه و شروع و جرقّه تفکر مهارت زیادی داشته باشند و برای این کار تا می‌توانند از بهترین وسیله جهت برخورد با سطح فکر هر شخصی استفاده می‌نمایند.

اگر جوان عزیز یادت باشد من و تو بسیار درباره مادّه (هر چیزی که طول و عرض و ارتفاع داشته باشد) صحبت نمودیم.

هر نوع مادّه‌ای (پول، مواد، قمار، سکس، قرص، ماشین، خانه، انسان دیگر) برای هر شخص از یک قدرت و زور و جذبه خاصی برخوردار است. برای یک نفر مواد خیلی قدرت جذبه دارد و برای دیگری ممکن است مواد برایش جذبه نداشته و مثلاً سکس همان قدرت جذبه را داشته باشد.

هر مادّه‌ای می‌تواند به‌عنوان یک وسیله اثرگذار؛ برخورد بسیار خوبی با سطح فکر شخص داشته باشد تا نقطه خرابکاری و یا بالعکسش نقطه سازندگی را شروع نماید.

مطلبی که این روزها بسیار تا بسیار مهم است این است که انسان در عصر و زمانه حالا؛ نیاز شدیدی به نقطه تفکر خوب دارد، نیاز شدیدی دارد که جرقّه‌های خوب در ذهنش به وجود آید.

و این کار مستلزم این است که فرد باید خودش را در بستر و معرض وسایل خوب و اثرگذار قرار دهد.

مثلاً در یک جلسات آموزشی خوب و سازنده، افراد عضو باید خود را شدیداً در معرض وسایل اثرگذار (صحبت‌های استاد جلسه و مشارکت‌ها) قرار دهند تا آن صحبت‌ها که اثر سازنده‌ای را دارند به سطح فکر شخص برخورد نموده و جرقّه‌ها و نقطه تفکرات جدید را به وجود آورند.

و اگر افراد تحت عضو در این بستر و فضا قرار نگیرند؛ متأسفانه مطلبی برای برخورد با سطح فکرشان وجود نخواهد داشت و از نقطه تفکر جدید محروم خواهند شد و کیفیت آموزش آن‌ها بسیار پایین خواهد بود و گاهی هم ممکن است از ادامه مسیر دلسرد و مأیوس شوند.

حرف‌های جناب عقل را قطع نمودم و گفتم:

خُب؛ بعدازاینکه نقطه تفکر به وجود آمد و جرقّه‌اش خورد بعدش چه می‌شود؟

عقل گفت:

بعدازاینکه نقطه تفکر به وجود آمد از تکرار نقطه‌ها کنار یکدیگر و در امتداد یکدیگر خط به وجود می‌آید.

گفتم: لطفاً کمی توضیح دهید.

عقل گفت:

یک خط عامل انتقال یا جابه‌جایی چیزی در مسیر یا منطقه‌ای مشخص است.

یعنی انسان‌ها بر روی خطوطی که خود درست می‌کنند زندگی می‌کنند؛ جابه‌جا می‌شوند و تغییر جایگاه می‌دهند و بین این خطوط است که آن‌ها از یک سطح به سطح دیگر منتقل می‌شوند.

وقتی بخواهی از یک شهر به شهر دیگر بروی باید مسیر یک خط (جادّه) را طی کنی.

وقتی اولین قدم را به سمت هدف برمی‌داری یعنی اینکه پای شما بر روی زمین و یک سطح اثر می‌گذارد و اولین نقطه تشکیل می‌شود و قدم بعدی نقطه بعدی را به وجود می‌آورد که از کنار هم قرار گرفتن این نقاط یک خط تشکیل می‌شود.

و این خط می‌شود مسیر زندگی و خطوط زندگی که شخص با خواست خودش اولین قدم را برداشته و در ادامه به مسیرهایی و هدف‌هایی رسیده است.

انسان با قدرت اختیاری دارد؛ کاملاً مختار است که کتاب زندگی خودش را با دستان خودش بنویسد و این کتاب باید خط به خط نوشته شود.

وقتی‌که نقطه تفکر شروع به حرکت می‌کند نقاط دیگری را نیز به وجود می‌آورد که وقتی این نقاط در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند تبدیل می‌شوند به یک خط فکری.

گفتم: فلسفه به وجود آمدن خط چه چیزی است؟

عقل گفت: شکل.

گفتم: متوجه منظور شما نشدم.

عقل گفت: از به وجود آمدن یک یا چند خط یک‌شکل پدید می‌آید.

هر شکلی در ابتدا با یک نقطه آغاز به وجود می‌آید و سپس باید نقطه‌ها حرکت نموده تا به یک خط تبدیل شود؛ و از کنار هم قرار گرفتن خطوط شکل پدید می‌آید.

انسان بسیار تا بسیار با اشکال سروکار دارد.

شکل یک منزل از یک نقطه شروع می‌شود.

شکل یک ماشین از یک نقطه شروع می‌شود.

شکل شرکت در جلسات آموزشی برای اولین بار از یک نقطه شروع می‌شود.

شکل مصرف‌کننده شدن با یک دود شروع می‌شود.

شکل عاشق شدن با یک سلام شروع می‌شود.

تمامی این مثال‌ها که عرض نمودم همگی خود به‌تنهایی یک ساختار هستند.

منزل، ماشین، درمان، مصرف‌کننده، عشق و... همگی خود به‌تنهایی از یک ساختار برخوردارند.

گفتم: معنی خود کلمه ساختار چیست؟

عقل گفت: به ذرات ریز و مشترکی که یک هدف را تشکیل می‌دهند و دنبال می‌کنند را یک ساختار می‌گوییم.

مثلاً: خود یک صندلی یک ساختار است و خود یک گیاه نیز ساختار دیگر.

یک مکان آموزشی هم به‌تنهایی یک ساختار است.

برای همین است که قانون اوّل و ابتدایی خلقت این‌گونه حک می‌شود:

با تفکّر ساختارها به وجود می‌آیند و بدون تفکر هر آنچه هست روبه‌زوال و نیستی حرکت می‌کند. (وادی اوّل)

گفتم: شما در ابتدای صحبت فرمودید مثلث! تأکید کردید که من معنی و مفهوم مثلث را در ذهنم بسپارم؛ آیا در اینجا با توجه به صحبت‌هایی که فرمودید خط و نقطه و شکل ارتباطی با یک مثلث دارد یا خیر؟

 

عقل فرمود: بله!

برای اینکه شما بتوانی به بسیاری از سؤال‌های زندگی خودت دست پیدا کنی و به قدرت عجیبی برسی باید دانایی خود را بالا ببری.

گفتم: مگر دانایی چه قدرت عجیبی به من می‌دهد؟

عقل فرمود: قدرت تشخیص.

تشخیص خوبی‌ها از بدی‌ها. تشخیص پاکی‌ها از زشتی‌ها. تشخیص محبت را از کینه. تشخیص تاریکی را از روشنایی‌ها.

گذرگاه زندگی، مانند مثلثی است سیاه که گاهی از زوایای آن کشیده می‌شود و شکل دیگر پدید می‌آید (کتاب عبور از منطقه 60 درجه – پیام لنگر کشتی –استاد سردار)

 و در ادامه گفت: یک سطح زمانی موجودیت دارد که از سه ضلع تشکیل‌شده باشد.

و به زبان خیلی ساده‌تر می‌توان گفت که: تمام سرنوشت‌ها، تحت تأثیر یك مثلث است.

خود دانایی از یک مثلث تشکیل می‌شود با سه ضلع:

تفکر-تجربه-آموزش

در اینجا درمی‌یابیم که برای تشکیل به‌عنوان‌مثال مثلث دانایی ابتدا باید نقطه تفکر به وجود بیاید و پس از حرکت به خط تبدیل شود و پایان هر نقطه و درواقع خط ٬ سرآغاز خط دیگری از مثلث است.

نقطه می‌تواند به‌منزله یک عنصر تصویری برای نشان دادن مفهوم "تأکید" مورداستفاده قرار گیرد.

 کوچک‌ترین نمادی که بشود یک عنصر تصویری را با چشم دید ٬ نقطه است ٬ که هر نقطه به یک سطحی وابسته است و وجود نقطه بیان‌کننده مکانی در فضا می‌باشد.

و اما خط: برخلاف نقطه که به مرکزی (سطح) وابسته بود؛ خط می‌تواند از هر سو تا بی‌نهایت ادامه یابد.

یعنی انسان در یک زمینه؛ تا زمانی که نقطه است در یک حالت قرار دارد و به‌محض اینکه تبدیل به یک خط شد می‌تواند تا بی‌نهایت خوب و یا بی‌نهایت بد شود.

هر عمل و حرکت و خطوط کوچک و بزرگی؛ از غذا خوردن و خوابیدن گرفته تا ورزش کردن و تحصیل نمودن معمولاً در دو حالت انجام می‌شوند.

حالت اوّل: سازنده هستند.

حالت دوّم: مخرّب هستند.

البته حالت سوّمی را هم می‌توان در نظر گرفت که خنثی بودن است که فعلاً با آن کاری نداریم.

 گفتم: کمی توضیح نیاز دارم جناب عقل.

عقل گفت: شما به‌عنوان یک انسان هم می‌توانی از خواب سازنده استفاده کنی و هم از خواب مخرّب؛ هم‌غذای سازنده و هم‌غذای مخرّب؛ هم ورزش سازنده و هم ورزش مخرّب و همین‌طور الی‌آخر.

کارهای فیزیکی و جسمی در یک سطح و محیط و همچنین کارهای غیر فیزیکی که با صور پنهان انجام می‌شوند نیز در یک سطح و محیط دیگر با شکلی متفاوت اتفاق می‌افتند.

به‌عنوان‌مثال شما در حالت تفکر به یک موضوع؛ در یک فضای خاص با طول‌موج مشخص قرار می‌گیری (داخل یک سطح) و دقیقاً وقتی در همان لحظه تفکّرت را عوض نمایی دومرتبه در تفکّر بعدی؛ در یک فضای جدید و خاص با طول‌موج جدید و مشخص (داخل یک سطح دیگر) قرار می‌گیری که تمامی تفکرات در یک سطح اتفاق می‌افتد.

اگر کمی به صحبت‌های اطرافیان هم دقت نموده باشی از این اصطلاح بسیار استفاده می‌نمایند: فلانی سطح فکرش خیلی بالاست. فلانی سطح انرژی پایینی دارد.

پس اگر انسانی بخواهد در زندگی رشد و ترقّی کند و یا اینکه سقوط کند؛ باید تغییر کند. این تغییر باید حرکت از یک سطح به یک سطح دیگر باشد.

گفتم: یعنی اتفاقات خوب و بد زندگی من؛ علّت و معلول‌هایی دارد که اگر بخواهیم عامل اصلی اتفاقات خوب و یا بد را پیدا کنیم باید آن فعل و عمل را اوّل داخل یک مثلث قرار بدهیم چون آن کار در یک محیط و سطح اتفاق افتاده است.

عقل گفت: دقیقاً حقّ مطلب را ادا کردی؛ و به‌صورت کلی و نسبی می‌توان گفت که اتفاق بدی که افتاده است، عامل اصلی‌اش سه گزینه به‌مانند سه ضلع یک مثلث است و اتفاق خوبی هم که افتاده است، عامل اصلی‌اش سه گزینه به‌مانند سه ضلع یک مثلث است.

البته در هر مثلث نکات به‌صورت کلی بررسی می‌شود؛ ولی هر ضلع یک مثلث برای خودش دنیاها حرف و سخن و نکته دارد.

گفتم: برای امروز دیگر کافی است، اگر می‌شود برویم به سراغ...

 

پایان قسمت هفتم.

ادامه دارد...


نویسنده: کمک راهنما مسافر سعید



 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دل نوشته، داستان و مطالب آموزنده،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: