یازدهمین جلسه از دوره هشتم، از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی عطّار نیشابور، ویژه مسافران و همسفران، روزهای پنج‌شنبه مورّخ 1397/05/25، با استادی: ایجنت محترم آقای مهدی، نگهبانی: آقای احمد، دبیری: آقای مهدی، با دستورجلسه: "عدالت، آیا همه افراد در کنگره با هم برابرند؟" و جشن تولّد سومین سال رهایی مرزبان محترم مسافر حمید، رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛

قبل از شروع صحبت‌هایم خیرمقدم عرض می‌نمایم خدمت دوستانی که از مشهد تشریف آورده‌اند. امروز تولد سومین سال رهایی مرزبان محترم شعبه، حمید آقا است. به ایشان تبریک می‌گویم.

اما در باب دستور جلسه؛ عدالت، آیا همه افراد در کنگره ۶۰ باهم برابرند؟ اگر بخواهم در یک جمله بیان کنم، باید بگویم نه‌تنها در کنگره ۶۰، بلکه در تمام هستی همه افراد باهم برابر نیستند. شاید در خلقت، من با همه افرادی که اینجا نشسته‌اند از یک ساختار و از یک شالوده پا به هستی گذاشته باشیم. همان‌طور که همه‌ی ما از ابتدا جهت درمان اعتیاد پا به کنگره گذاشتیم. شاید در آن روز همه ما از یک جنس بودیم؛ یعنی همه ما افراد مصرف‌کننده‌ای بودیم که تخریب‌های زیادی در شهر وجودی خودمان، تخریب‌های زیادی برای خانواده خودمان و برای جامعه خودمان ایجاد کرده بودیم. 

این فرصت در کنگره ۶۰ به ما داده شد که در مسیر درمان، خود واقعی‌مان را پیدا کنیم؛ یعنی یک نقطه آغاز مساوی برای همه، بدون ارائه هیچ امتیاز خاصی برای هیچ‌کسی! هریک با هر پست و مقام، مدرک تحصیلی و هر توان مالی که وارد کنگره شدیم، در ابتدا باهم یکسان و برابر بودیم، همه ما مصرف‌کنندگان خواهان درمان اعتیاد بودیم، همگی مسیری را طی کردیم. یک سال تحت درمان قرار گرفتیم و به آخر سفر رسیدیم. آیا در آخر سفر حال همه ما در یک سطح و یک تراز قرار داشت و به یک اندازه خوب بود؟ قاعدتاً نه! همه کمک راهنمایان با یک پروتکل‌ برنامه می‌دهند، داروی همه یکسان است، میزان داروی هر شخص متناسب با میزان مصرف و نوع مصرف و مواد خودش است؛ پس چرا حال من خراب است و دوستم رهاشده و یا می‌رود برای رهایی و حالش هم خوب است؟ همه این‌ها بازمی‌گردد به تلاشی که فرد در طول مسیر سفر اول خود انجام داده و حرف‌شنوی که از راهنمایش داشته است. از همین‌جا تفاوت بین افراد مشخص می‌شود. تفاوت بین حال خوب و حال خراب، تفاوت بسیار بزرگی است. به‌هرحال من و بغل‌دستی‌ام درمان شده و وارد سفر دوم می‌شویم، مدتی می‌گذرد و می‌بینم دوستم روزبه‌روز حالش بهتر می‌شود و خدمت‌های بیشتری انجام می‌دهد؛ اما من هنوز با محیط اطرافم مشکل دارم، من هنوز درگیر برخی معرکه‌گیری‌ها و بهانه‌گیری‌ها هستم. من هنوز فکر می‌کنم اگر نمی‌توانم در کنگره خدمت کنم؛ به این دلیل است که کسی به من خدمت نمی‌دهد و درنهایت شاید من به یک مقطعی برسم که نه کنگره را بخواهم، نه شرایط کنگره را و نه باور کنگره و آموزش‌های کنگره را قبول داشته باشم. ولی باید این واقعیت را بپذیرم که لَیسَ الإنسانَ إلّا ما سعی؛ آنچه امروز هستم، چه دوست داشته باشم و چه دوست نداشته باشم، چه بپذیرم، چه نپذیرم، عین عدالت است و این عدالت را هیچ‌کس جز خودم برای من تعیین نکرده است. 

یادمان باشد که تفاوت است بین فردی که از وقت، خانواده و ابعاد مالی زندگی‌اش می‌گذرد و می‌آید در کنگره خدمتی انجام می‌دهد با فردی که حتی اگر بتواند خدمت کوچکی انجام بدهد، انجام نمی‌دهد و می‌گوید: به من گفته‌اند هیچ دِینی به کنگره نداری! اگر روزی دنبالم آمدند، هستم و می‌آیم و خدمت می‌کنم. در کنگره همه افراد باهم برابر نیستند؛ هر فردی به‌اندازه سعی و تلاشی که انجام می‌دهد، به میزان خدماتی که انجام می‌دهد جایگاه می‌گیرد و البته فقط در کنگره متفاوت با دیگران است. این تفاوت نباید برای من دستاویزی شود برای اینکه به دیگران فخرفروشی کنم. زمانی که من پیمان می‌بندم برای خدمت مرزبانی، کمک راهنمایی یا ایجنتی و ... یک جمله در این پیمان وجود دارد که حساب همه را مشخص نموده است؛ آنجا که می‌گوید: من خدمتگزار آن‌ها هستم، نه سرور آنان! پس باید به یاد داشته باشم که اگر امروز شالی دور گردن من است، اگر مسئولیتی دارم صرفاً جهت خدمت رساندن به افرادی که نیازمند به درمان و خدمت من هستند، خدمت می‌کنم. این جایگاه تا زمانی برای من ارزشمند است و تا زمانی من می‌توانم در این جایگاه، حس و حال خوب به دست آورم که این جایگاه باعث نشود من به دیگران از بالا نگاه کنم و هر طور دوست دارم با دیگران رفتار کنم. چون اگر این اتفاق افتاد؛ یک روز همین عدالت جاری باعث می‌شود این جایگاه را از دست بدهم و چون از این جایگاه و موقعیت آموزشی نگرفته‌ام، باحالی خراب‌تر از قبل، کار به‌جایی می‌رسد که دیگر حاضر نباشم به کنگره بیایم. پس درنهایت هرکسی در کنگره ۶۰، به‌اندازه جایگاهی که دارد و به‌اندازه تلاشی که نموده است، یک رتبه و یک مرحله می‌تواند از بقیه بالاتر باشد.

چند دقیقه آخر صحبتم را اختصاص می‌دهم به حمید عزیز که امروز تولدش است. جالب اینجاست هر وقت تولدی هست و دستور جلسه‌ای جاری است، می‌توانیم بگوییم این دستور جلسه در مورد آن فرد صدق می‌کند. امروز تولد سومین سال رهایی حمید است و این جایگاه خیلی بالایی است که فردی مثل حمید توانسته است سه سال از تاریکی‌ها و پلیدی‌ها رها بماند. اگر در جایگاهی خدمت می‌کند که دوره دومی است که در جایگاه مرزبانی این شعبه خدمت می‌کند، این‌ها عین عدالت است که برای حمید رقم خورده است. چون حمید اینجا پارتی نداشته است، از دوستان مهندس هم نبوده است و با پول هم نیامده است؛ حمید هم مثل من روزی باحال خراب وارد کنگره شده است. چه چیزی باعث شده که امروز بتواند این لحظات را تجربه کند؟ مسلماً غیر از تلاش خودش نبوده است. اگر حمید اینجاست برای این است که این جایگاه را درک نموده و خودش رقم‌زده است. برای حمید آرزو می‌کنم که اولاً؛ قدر این جایگاه را بداند، سعی کند قبل از اینکه جایگاه بعدی را پیدا کند، مثل همین جایگاه مرزبانی که ظرفیتش را برای خودش ایجاد کرده، ظرفیت آن را پیدا کند و انشا الله جایگاه‌های بعدی خودش سراغ حمید می‌آید.

خیلی متشکرم که به صحبت‌های من گوش کردید.

 

در ادامه جلسه مراسم اهدای گل نمادین رهایی از بند اعتیاد به مواد مخدر به روایت تصویر؛

 

 

و اما بخش دوم جلسه؛ تولد سومین سال رهایی آقای حمید:

 

 اعلام سفر مسافر حمید:

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر، تخریب ۲۰ سال، آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره، متادون و هروئین، مدت سفر اول ۱۳ ماه و ۲۵ روز به روش DST، داروی درمان شربت ot، راهنمای درمان آقای وحید و راهنمای عزیزم در لژیون مرزبانی آقای مهدی، در حال حاضر مدت ۳ سال و ۲۰ روز است که با اندیشه پاک جناب مهندس از بند اعتیاد آزاد و رها هستم.

 

آرزوی مسافر حمید:

آرزو می‌کنم که انشا الله در آزمون کمک راهنمایی امسال، از شعبه عطار نیشابور حداقل ۱۰ تا ۱۲ نفر قبول شوند و در چرخه خدمت قرار بگیرند تا انشا الله کسانی که پشت در مانده‌اند و با اعتیاد دست‌وپنجه نرم می‌کنند و خواهان رهایی هستند؛ وارد کنگره شده و در پروسه درمان قرار بگیرند.

 

صحبت‌های ایجنت محترم شعبه آقای مهدی:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛

مجدداً به حمید عزیز و همسفرشان تولد ایشان را تبریک میگویم، به راهنمای ایشان آقای وحید تبریک میگویم و عرض خیرمقدم دارم خدمت سرکار خانم هانیه راهنمای محترم همسفر.

هر تولدی که اتفاق می‌افتد یادآور این است که چه روزهای سختی را پشت سر گذاشته‌ایم و چه روزهای خوشی در پیش رو است. چند ماهی است که این افتخار نصیب من شده است که در کنار حمید و دوستان دیگر خدمت کنم. از همان ابتدا آثار تلاش بچه‌ها مشخص بود برای شکل‌گیری و پا گرفتن این شعبه و اینکه اینجا تبدیل به مکانی شود که به‌عنوان یک نمایندگی در کنگره ۶۰ از آن یاد شود. من هم آرزوی حمید را دارم که کمک راهنمایان بیشتری در نمایندگی عطار نیشابور خدمت کنند و دیگر اینکه شعبه و مکانی از خودمان داشته باشیم. فرصت را در اختیار آقای ریخته‌گر قرار می‌دهم که مسلماً خیلی بیشتر از من حرف برای گفتن دارند.

 

صحبت‌های کمک راهنمای محترم آقای وحید:

سلام دوستان وحید هستم یک مسافر؛ خیلی خوشحالم که این جایگاه را تجربه می‌کنم. پیام تولد حمید خیلی قشنگ است که می‌گوید: تولد‌ها در ظاهر شبیه یکدیگرند، اما در جزئیات بسیار متفاوت هستند. این اتفاقی نیست که تولد حمید و این دستور جلسه باهم مقارن شده‌ است. بودند افرادی که با حمید آمدند، همشهری هم بودند! اما جایگاه امروز حمید را ندارند. برخی درمان خود را نتوانستند تمام کنند، چه رسد به اینکه به دیگران خدمت کنند. افرادی که وارد کنگره می‌شوند؛ همه یک پکیج می‌گیرند، همه یک سی‌دی می‌گیرند، همه به یک اندازه خدمات می‌گیرند. ولی یک عده می‌روند تلاش می‌کنند، انرژی می‌گذارند، مطالب را استخراج می‌کنند و استفاده می‌کنند و پله‌پله تغییر می‌کنند، جلو می‌روند و از انسان‌هایی به‌هم‌ریخته تبدیل به انسان‌هایی با حال خوب و خدمتگزار می‌شوند و اگر خوب نگاه کنیم بالاترین جایگاهی که خداوند به انسان داده، آن است که فرد می‌تواند به دیگران خدمت کند. تعارف نداریم! چه کسی میتواند بیاید و در جایگاهی که حمید و خدمتگزاران کنگره خدمت می‌کنند، خدمت کند؟ آن‌هم خدمت بدون هیچ مزد و منّتی!

من به حمید تبریک می‌گویم، به همسفرش هم تبریک میگویم، همسفر محترمشان هم خدمتگزار هستند و خدمت می‌کنند. من همیشه گفته‌ام خانم‌هایی که در کنگره هستند آخر مردانگی‌اند، چراکه به‌پای شوهرشان ایستادند، پای درمانش هم ایستادند. مطمئناً نتیجه زحماتشان را می‌گیرند و این خدمت در زندگی آن‌ها نیز تأثیرگذار است. آرزو می‌کنم بتوانند این جایگاه را حفظ کنند، چون بیرون رفتن از کنگره بسیار راحت و ساده اتفاق می‌افتد، نیروهای منفی انسان را به بازی می‌گیرند. فرد با خودش می‌گوید: من که رهاشده‌ام، در جایگاه مرزبانی هم خدمت کرده‌ام! حالا وقت آن است که بروم دنبال کار وزندگی‌ام و خیلی راحت بیرون می‌رود. حمید با زحمت و تلاش بسیار زیادی رهایی را به دست آورد. امیدوارم در صراط مستقیم باشد و بماند و دربازی‌هایی که سر راهش قرار دارد، فریب نیروهای منفی را نخورد و سربلند باشد. همه ما می‌خواهیم خدمت کنیم، اما فقط کسانی که آموزش درست می‌گیرند می‌توانند خدمت کنند و اگر آموزش نگیری نه‌تنها نمی‌توانی خدمت کنی بلکه حتی نمی‌توانی به رهایی و درمان برسی.

 

صحبت‌های مسافر حمید:

سلام دوستان حمید هستم یک مسافر؛ خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما هستم و حال خوبی دارم. تشکر و قدردانی می‌کنم از همه دوستانی که از مشهد تشریف آوردید، انشا الله که بتوانیم در شادی‌های شما جبران کنیم. از جناب مهندس دژاکام که این روش را جهت درمان اعتیاد ابداع نمود و سر راه من قرار داد و توانستم بعد از ۲۲ سال مصرف مواد و عجز و ناتوانی در درمان این بیماری، با استفاده از این روش به درمان برسم نیز متشکرم. درمان اعتیاد در کنگره بسیار راحت و آسان است، اما باید در طول سفر اول با تلاش و همت خودتان حرکت کنید و رهایی حتماً اتفاق می‌افتد. اوایلی که من به کنگره واردشده بودم حالم خیلی خراب بود، به همه‌چیز با شک و تردید نگاه می‌کردم، با خودم می‌گفتم: آیا واقعاً می‌شود روزی بتوانم بدون مواد مخدر زندگی کنم؟ چراکه تمام تلاش‌های من بی‌ثمر بود و به بن‌بست رسیده بودم. خداوند را شاکرم که این روز قشنگ را تجربه می‌کنم. روش DST بهترین روش و تنها روش جهت درمان قطعی بیماری اعتیاد است. قدردان این متد و این صندلی باشید. این دوره دومی است که من افتخار خدمت در جایگاه مرزبانی را دارم و هرروز شاهد این هستم که افراد زیادی به همراه همسر و فرزند و... با مشکلات زیادی به اینجا مراجعه می‌کنند مستأصل مانده‌اند و نمی‌دانند چه کنند؛ اما لطف خداوند شامل حال همه ما شد و در این مسیر قرار گرفتیم. همسفران محترم در کنار مسافران بسیار زحمت می‌کشند. از همه آن‌ها به‌ویژه همسفر خودم تشکر می‌کنم، در تمام طول دوران مصرف مرا تحمل نمودند. ما ۲۰ سال است که باهم زندگی می‌کنیم اما هنوز ۳ سال است که طعم شیرین زندگی و حال خوش را تجربه می‌کنیم. تشکر و قدردانی می‌کنم از راهنمای درمانم آقای وحید و همچنین آقای مهدی راهنمای عزیزم در لژیون مرزبانی که زحمات زیادی برای من کشیده‌اند. از خداوند خواسته‌ام و می‌خواهم که بتوانم خدمتگزار خوبی باشم و تا آخر عمر به همنوعانم کمک کنم و خدمت کنم. تمام خدمتگزاران خدمت می‌کنند تا یک نفر به رهایی و حال خوش برسد، درست است که هر مسافر یک راهنما انتخاب می‌کند اما افراد زیادی در رهایی او نقش دارند، انشا الله که همه عزیزان موفق باشند و به آرامشی که دوست دارند برسند.

 

صحبت‌های کمک راهنمای محترم همسفر خانم هانیه:

سلام دوستان هانیه هستم یک همسفر؛

خیلی خوشحالم که یک‌بار دیگر در این جایگاه قرار گرفتم. تبریک عرض می‌کنم به خانم شکوفه عزیز و مسافرشان حمید آقا، جناب آقای ریخته‌گر و ایجنت محترم شعبه آقای مهدی.

 شکوفه عزیز هر وقت می‌آمد گله و شکایت نمی‌کرد؛ خدا را شکر اکثر رهجوها این صفت را داشتند و هیچ‌گاه گله و شکایت نمی‌کردند و درصدد حل مشکلاتشان بودند. خانم شکوفه از لحظه ورود خودش بود و اصلاً نیازی نبود که جهت یادگیری آموزش‌ها به او متذکر شوم و سخت بگیرم و از همان ابتدا مشکلاتش را با من در میان می‌گذاشت و به دنبال راه‌حل مشکلاتش بود و فقط و فقط برای حل مشکلات خودش مسیر طولانی کاشمر به مشهد را طی می‌کرد. شش ماه اول سال خیلی سخت نبود، اما شش‌ماهه دوم سال، هوای سرد پاییز و زمستان رفت‌وآمد خیلی سخت بود. هیچ‌گاه غیبت نداشت و این برای من خیلی جالب بود. خیلی منظم و مرتب می‌آمد و سختی‌ها را پشت سر می‌گذاشت. به معنای واقعی کلمه تاریکی را پشت سر گذاشت و الان روشنایی‌ها را حس می‌کند. خدا را شاکرم که او را در جایگاه کمک راهنمایی می‌بینم و این میسر نمی‌شود مگر اینکه شخصی ظرفیت آن را در خودش به وجود آورده باشد. تبریک عرض می‌کنم به شکوفه عزیزم و خیلی خوشحالم.

 

صحبت‌های همسفر محترم خانم شکوفه:

سلام دوستان شکوفه هستم همسفر حمید؛

در ابتدا تشکر می‌کنم از جناب مهندس دژاکام و سرکار خانم آنی که این لطف را در حق من و همه دوستانی که به رهایی رسیده‌اند انجام دادند که از تاریکی به روشنایی برسیم. راهنمای مسافرم آقای وحید خیلی زحمت کشیدند، حمید در سفر اول خیلی ایشان را اذیت کرد. در یک سال و نیم که در مشهد بودم خانم هانیه خیلی برای من زحمت کشیدند. من واقعاً در تاریکی مطلق بودم؛ یعنی یک انسان واقعاً ناامید از همه‌چیز! خیلی اذیتشان کردم و خیلی در حق من لطف کردند. امیدوارم همه دوستان عزیز به این جایگاه برسند و رهایی همه را جشن بگیریم.


تایپ و نگارش: مسافر حسین (لژیون پنجم)، مسافر مهدی (لژیون دوم)

عکاس: مسافر جواد (لژیون یکم)، مسافر محسن (لژیون سوم)



Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها، کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، روزهای پنج‌شنبه ویژه مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرابراهیم شعبه بهشهر شنبه 27 مرداد 1397 10:50 ب.ظ
باعرض ادب خدمت مسافران وهمسفران نیشابور.
تشکرازاستادجلسه آقامهدی عزیزواقعا از سخنانش انرژی میگیرم.چون یکبارافتخارشاگردی این عزیزرادرشعبه فردوسی داشتم.بهترینهارابرایش آرزومندم.
تبریک به اقاحمیدوراهنمای بزرگوارشان،به همسفروراهنمای محترمشان.
همسفر رویا شنبه 27 مرداد 1397 03:04 ب.ظ
شکوفه عزیزم تولد سه سال رهایی مسافرت حمیداقا مبارک
امیدوارم همیشه درکنار خانواده محترم سالم وسلامت باشی.
به امید رسیدن به بالاترین جایگاهها در مسیر زندگی ...
انشاالله جشن ازادمردی حمید اقا
مسافرمهدی لژیون 5 نیشابور شنبه 27 مرداد 1397 02:54 ب.ظ
سلام خسته نباشید خدمت تمامی مسافرین و همسفران کنگره 60نیشابور مخصوصا ایجنت محترم شعبه که جلسه پرانرژی برگزار کردن.
تبریک سومین سال رهایی حمیداقا محمدیان و خسته نباششید کمک راهنمایی گرامیشون جناب اقای وحید ریختگر
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: