سیزدهمین جلسه از دوره هشتم، از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی عطّار نیشابور، ویژه مسافران و همسفران، روزهای پنج‌شنبه مورّخ 1397/06/08، با استادی: کمک راهنمای محترم آقای امیرهوشنگ، نگهبانی: آقای احمد، دبیری: آقای مهدی، با دستور جلسه: "چگونه از سایت کنگره 60 استفاده می‌نماییم؟ مقاله‌نویسی" و جشن تولّد اولین سال رهایی مسافر جواد، رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان امیر هوشنگ هستم یک مسافر؛

خوشحالم که پس از گذشت مدتی دوباره در نیشابور و در جمع شما عزیزان هستم. امروز یک جلسه دوبخشی را در پیش رو داریم. بخش اول دستور جلسه از سایت کنگره ۶۰ چگونه استفاده می‌نماییم؛ مقاله‌نویسی و بخش دوم تولد یک سال رهایی جواد عزیز است. امیدوارم همیشه در کنگره این‌گونه جشن‌ها و تولدها برگزار شود. دستور جلسه امروز و تولد آقای جواد کاملاً باهم مرتبط هستند، هیچ‌چیز اتفاقی نیست. اگر دستور جلسه‌ای مرتبط می‌شود با تولد شخص خاصی؛ قطعاً پیامی دارد که باید آن را فهمید و درک کرد. هدف کنگره انتقال اطلاعات است، اطلاعات‌ و آگاهی درست و صحیح به هر شکل ممکن! یکی از راه‌های موجود و ممکن، فن‌آوری‌های پیشرفته علمی مانند سایت و اینترنت است که یک موضوع جهانی است که در دسترس همه هست و از آن استفاده می‌کنند. در ظاهر مجازی است، اما کاملاً واقعی است. این فن‌آوری یک فرصت بسیار خوب و عالی است که کنگره از آن بی‌نصیب نمانده و در حال بهره‌برداری و فعالیت در این فضای نامحدود و جهانی است. اطلاعات و اخبار کنگره در آن جاری است و این اخبار و اطلاعات دامنه بسیار گسترده و وسیعی دارد؛ از دستور جلسات هفتگی تمام شعب گرفته تا راهنمایی و مشاوره و پذیرش افراد! وبلاگ بنده تا چندی پیش فعال بود و از این طریق افراد زیادی را توانستم جذب کنم. افرادی که جویای رهایی و نجات بودند و به طرق مختلف وارد وبلاگ من می‌شدند، با من تماس می‌گرفتند و من هم به آن‌ها آدرس می‌دادم تا برای مشاوره بیایند. این مسئله را گفتم تا بدانید این ساختار از چه اهمیت بالایی برخوردار است. 

برخی افراد ممکن است با اینترنت و سایت و ... مشکل داشته باشند و همه این‌ها فقط به دلیل ترس است و این ترس به دلیل عدم شناخت نسبت به این موضوع به وجود می‌آید. مسئله سایت و اینترنت، مسئله پیچیده و سختی نیست. حتی می‌توانید با یک گوشی موبایل آدرس سایت کنگره یا آدرس وبلاگ نمایندگی‌های مختلف، علی‌الخصوص وبلاگ نمایندگی عطار نیشابور را وارد کنید و از اتفاقاتی که در این نمایندگی و یا سایر شعب رخ‌داده، باخبر شوید و بهترین استفاده را ببرید. در صورت دوری و عدم حضور در جلسات از دستور جلسه و سخنان استاد بهره‌مند شوید و ... البته این مسئله نباید بهانه و دست‌آویزی شود برای دوری از جلسات و جدایی از کنگره. 

بنده مدت چند ماه از کنگره به دور بودم و در مرخصی به سر می‌بردم و مجدداً مشغول به خدمت شده‌ام؛ اما این مرخصی باعث نشد که من از ساختار آموزشی دور باشم. ارتباط خودم را از طریق سایت، وبلاگ‌های نمایندگی‌ها مخصوصاً نمایندگی عطار نیشابور و سی‌دی‌های آموزشی حفظ نمودم. اینکه چنین امکانات و ارتباطاتی در اختیار ما قرار دارد بسیار خوب و عالی است، باید سعی کنیم نحوه استفاده از آن را یاد بگیریم. همه تلاش من بر مبنای آموزش و در جهت یادگیری است، به هر طریقی که باشد. در جهان امروز یکی از پارامترهایی که در بحث سواد و بی‌سوادی مطرح می‌شود، همین مسئله آشنایی با کامپیوتر است، نه مدرک تحصیلی و دانشگاهی! ممکن است یک نفر مدرک دکترا داشته باشد اما به دلیل عدم آشنایی با کامپیوتر، ازنظر جامعه جهانی بی‌سواد محسوب شود؛ چراکه قادر به برقراری ارتباط در سطح جهانی نیست و ممکن است فردی کلاس سوم ابتدایی باشد و به دلیل تسلطی که به کامپیوتر و اینترنت دارد، باسواد محسوب می‌شود. باید بر ترس خودمان غلبه کنیم، در دل ترس برویم، نحوه کار با کامپیوتر و اینترنت را فرابگیریم تا بتوانیم از اطلاعات و آموزش‌های صحیح موجود در آن بهره‌مند شویم و استفاده کنیم. 

تأکید جناب مهندس در مورد بازدید از سایت و خواندن مطالب بر این است که حتماً کامنت و نظر بگذارید و این نظر دادن نشانه این است که من این مطلب را خوانده‌ام و برایش ارزش قائل شده‌ام. انشا الله در هفته جدید تقدیر و تشکر از خدمتگزاران قسمت سایت انجام می‌شود. عزیزانی که بسیار چراغ خاموش خدمت می‌کنند و برخی از آن‌ها گاهی دیده نمی‌شوند. جواد عزیز هم یکی از همین خدمتگزاران چراغ خاموش سایت بود که امروز تولد اولین سال رهایی او را جشن می‌گیریم و این‌که ابتدای جلسه گفتم دستور جلسه و تولد آقای جواد باهم مرتبط هستند به همین دلیل بود.


و اما بخش دوم جلسه؛ تولد اولین سال رهایی مسافر جواد:


اعلام سفر مسافر جواد:

سلام دوستان جواد هستم یک مسافر؛ تخریب بیش از ده سال با انواع آنتی ایکس؛ آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک، شیره، حشیش، کراک، شیشه و هروئین؛ مدت سفر اول ۱۱ماه به روش dst؛ داروی درمان شربت  ot؛ راهنمای عزیزم آقای امیر هوشنگ؛ رشته ورزشی شنا و فوتسال؛ رهایی یک سال و یک ماه و هجده روز.

آرزوی مسافر جواد:

من چون خودم در زمان مصرف، به آخر خط رسیده بودم و یک مصرف‌کننده آخر خطی بودم؛ آرزو می‌کنم که هرکس مثل من خسته و درمانده از اعتیاد در بیرون از این مکان است؛ خداوند به هر طریقی، راه کنگره را برایش نمایان کند و با کنگره و روش کنگره به درمان برسد و از این بیماری سخت نجات پیدا کند.

صحبت‌های کمک راهنما مسافر امیر هوشنگ:

رسیدیم به قسمت جذاب جلسه که بخش تولد است؛ بخش خیلی خوب و زیبایی است. قانون تولدها کمی تغییر کرده است، رهجو می‌تواند راهنمای دیگری را برای روز تولدش انتخاب کند. اما من امروز بسیار خوشحال هستم که به بهانه تولد جواد عزیز اینجا هستم، چون کاملاً شناخت دارم نسبت به تخریب و سقوط جواد و از آن آگاه هستم. برادرش خیلی نگران جواد بود و دائماً این مسئله را با من در میان می‌گذاشت. می‌گفتم: رهایش کن، به سفر خودت بپرداز! با دیدن تغییراتی که در تو به وجود می‌آید، او هم می‌آید و جذب این راه و این مسیر خواهد شد. خوبی شهرستان‌های کوچک این است که ارتباط‌ها بسیار نزدیک است. جدا از بحث فامیلی و همشهری بودن، طی دو برخوردی که  با جواد داشتم، او را مشاوره کردم و بعد رهایش کردم. بعد از مدتی وارد کنگره شد، آمد و در لژیون یکم نشست؛ خیلی خوب، آرام و بی‌صدا سفر کرد و به رهایی و حال خوش امروز رسید. من از سفر کردن رهجوهایی مثل جواد لذت می‌بردم. کمتر کسی این‌قدر قشنگ سفر می‌کند؛ به‌دوراز هرگونه حاشیه، بهانه و معرکه‌گیری و این قابل‌تحسین است که فردی مثل جواد با تخریب بسیار بالا، این‌گونه سفر کند و به رهایی برسد. جواد به معنای واقعی کلمه سرسپرده بود و سی‌دی‌ها را به‌طور کامل و بسیار زیبا می‌نوشت. مدتی بود که با همکاری خدمتگزاران قسمت سایت نمایندگی عطار نیشابور، سی‌دی‌های هفتگی که توسط جناب مهندس اعلام می‌شد را به‌صورت نوشتار در وبلاگ و کانال قرار می‌دادیم تا علاقه‌مندان استفاده کنند و مسئولیت نوشتن این سی‌دی‌ها بر عهده جواد عزیز بود. سی‌دی‌ها را می‌نوشت و انتقال می‌داد. مبالغه  نیست اگر بگویم کاری که جواد انجام می‌داد و نقشی که در انتقال اطلاعات ایفا می‌نمود، دست‌کمی از یک کمک راهنما نداشت. وقتی شنیدم شغل خوبی پیداکرده و مشغول به کارشده است خیلی خوشحال شدم. در طول زندگی اتفاقات زیادی سر راه هر فرد قرار می‌گیرد و من ایمان‌دارم به اینکه در هرکدام از این اتفاقات، خوب یا بد، درسی برای بهتر زیستن نهفته است و این ما هستیم که باید این درس را فرابگیریم و به کاربندیم و این نشانه توان بالای انسان‌ها است. خانواده جواد عزیز، خانواده بسیار محترمی هستند؛ من دل‌نگرانی‌های مادر و پدر جواد را دیده‌ام، شاهد دلواپسی‌های آقای مهدی، برادر جواد بوده‌ام و امروز شوق را در چشمان مادرش می‌بینم و لذت می‌برم از اینکه می‌بینم امروز با آرامش خاصی روی صندلی نشسته‌اند و به‌جای اشک حسرت، اشک شوق در چشمانشان حلقه‌زده است. من آرزو می‌کنم جواد به درجه کمک راهنمایی برسد و اطمینان دارم که کمک راهنمای خوبی خواهد شد. کار کنگره ساختارشکنی است؛ به عزیزانی که گذشته جواد را باور نمی‌کنند، حق می‌دهم؛ چون واقعیت کنگره این است  که پر آتش بزند و ققنوس دیگری متولد شود. معنای واقعی تغییر این است که باید قالب گذشته‌مان کاملاً فروبریزد و قالب جدیدی شکل بگیرد. تولد‌ها و بیان تخریب و گذشته افراد برای این است که کمی حال و هوا عوض شود و آن شخص ناامیدی که وارد کنگره شده است و فکر می‌کند با میزان تخریبی که دارد خوب نمی‌شود، کاملاً امیدوار شود و با اطمینان قلبی بیشتر به سفر خودش ادامه دهد.

تولد جواد عزیز را به جناب مهندس، خانواده بزرگ کنگره ۶۰، خانواده و خود این عزیز تبریک عرض می‌کنم.


صحبت‌های کمک راهنما مسافر مهدی:

سلام دوستان مهدی هستم یک مسافر؛ در ابتدا تشکر می‌کنم که این وقت را در اختیار من قراردادید. امروز بُغض گلوی من را گرفته، این بُغض نه از حسرت و افسوس؛ بلکه از شوق و خوشحالی است و فکر نمی‌کنم این بغض به من اجازه صحبت کردن بدهد، به این دلیل از همه شما عذرخواهی می‌کنم. اگر بخواهم امروز از میزان خوشحالی خودم بگویم؛ به‌هیچ‌عنوان نمی‌توانم برای آن عدد و رقمی بیاورم، چون واقعاً فکر نمی‌کردم این روز را ببینم. امروز جواد در اعلام سفر خودش ۱۴ ماه رهایی اعلام کرد و این یعنی معجزه؛ معجزه‌ای که در باور من نمی‌گنجد. چراکه جواد همیشه در انکار بود و حتی اعتیاد خودش را قبول نمی‌کرد. باید مرحبا گفت به جناب مهندس و روش DST که کاملاً قابل‌اجرا و بدون نقص است و نمی‌توانیم در آن اشکالی بیابیم. هرکس با هر مواد مصرفی و با هر مقدار مصرف و با هر میزان تخریب وارد کنگره شود و از این روش به‌درستی استفاده کند، نتیجه می‌گیرد. فقط دو شرط دارد؛ اول اینکه بخواهد برای همیشه پرونده اعتیاد در زندگی‌اش بسته شود و دوم اینکه بیاید و در جلسات عمومی و لژیون  حضورداشته باشد و آموزش ببیند. جواد هم خواست و هم آمد و شرط سرسپردگی و فرمان‌برداری را کاملاً اجرا نمود. رابطه من و جواد، جدا از رابطه برادری، به‌عنوان دو دوست،یار و رفیق،  رابطه‌ای بسیار تنگاتنگ، نزدیک و صمیمی بوده و هست. اغراق نکرده‌‌ام اگر بگویم کمتر جایی می‌توان چنین رابطه‌ای  را میان دو دوست یا دو برادر دید. ما از کودکی پا‌به‌پای هم بزرگ شدیم و محرم و مخزن اسرار یکدیگر بوده‌ایم تا اینکه در سال‌های آخر مصرف راه جواد جدا شد و این اتفاق زمانی افتاد که جواد مصرف‌کننده هروئین، قرص و مواد صنعتی مثل شیشه شد. جواد خدای انکار بود و همیشه مصرف هروئین و شیشه خود را انکار می‌نمود؛ اما من که خودم مصرف‌کننده بودم متوجه تغییرات به وجود آمده در جواد شده بودم و هر وقت که این مسئله را با او مطرح می‌کردم، او انکار می‌کرد و زیر بار نمی‌رفت و هرچه آیه و نشانه برایش می‌آوردم قبول نمی‌کرد و این انکار تا آنجا پیش رفت که یک روز بسته قرص از جیبش افتاد وسط اتاق، برداشتم و گفتم: این بسته قرص چیست؟ گفت: من باید از کجا بدانم؟ خانه شماست! از من می‌پرسی؟ و موارد بسیاری از این قبیل.

این‌ها را می‌گویم تا به میزان تخریب جواد پی ببرید و وقتی امروز او را با این‌ حال خوش می‌بینید؛ ایمان بیاورید به اینکه هرکس با هر میزان تخریب و هر ماده مصرفی قابل‌درمان است. این روز زیبا را به جواد عزیز تبریک می‌گویم. امیدوارم به هر آرزویی که دارد برسد. از آقای امیر هوشنگ عزیز واقعاً تشکر می‌کنم؛ در شرایطی به کمک جواد آمدند که هم خود جواد و هم ما به‌عنوان خانواده کاملاً درمانده شده بودیم و راه نجاتی برای او نمی‌یافتیم. پدرم کاملاً قطع امید کرده بود و دیگر کورسوی امیدی در مورد جواد برایش باقی نمانده بود و این اواخر کار به‌جایی رسیده بود که پول مواد مصرفی جواد را به او می‌دادند تا موادش را تهیه کند و در خانه مصرف کند؛ چراکه بیرون رفتن جواد از خانه یک‌طرف بود و سه ماه بی‌خبری از جواد یک‌طرف دیگر.

 این روز را به آقای امیر هوشنگ و به شما عزیزان و همه اعضای لژیون یکم تبریک عرض می‌کنم. از اینکه به صحبت‌های من گوش کردید، متشکرم.

صحبت‌های مسافر جواد:

سلام دوستان جواد هستم یک مسافر؛ در ابتدا از آقای امیر هوشنگ و همه شما عزیزان، به خاطر حضور سبزتان تشکر می‌کنم. من قبل از اینکه وارد کنگره شوم؛ مواد مصرف می‌کردم که زندگی کنم و زندگی می‌کردم که مواد مصرف کنم. آن‌قدر میزان تخریب من بالابود که هرگز فکر نمی‌کردم بتوانم یک روز بدون مواد زندگی کنم و در مدت ۱۰ سال تخریب کاملاً سقوط کرده بودم و همه این‌ها به این دلیل به وجود آمد که قدرت نه گفتن را نداشتم و به همین دلیل هر موادی که از طرف دیگران به من پیشنهاد می‌شد، مصرف می‌کردم و تخریب من بیشتر و بیشتر می‌شد و هرروز بیشتر از روز قبل به اطرافیانم لطمه می‌زدم. همان‌طور که بدون تفکر هر موادی را مصرف می‌کردم، برای رهایی و خلاصی هم‌، دست به هر کاری می‌زدم. تقریباً همه راه‌ها رفتم. هرکس از راه می‌رسید و روشی را معرفی می‌کرد؛ بدون هیچ‌گونه تفکری قبول می‌کردم و انجام می‌دادم شاید بتوانم نتیجه بگیرم، اما نتیجه که نمی‌گرفتم هیچ؛ هر بار با تخریب بیشتر، مواد جدیدتر، مصرف بالاتر و حالی خراب‌تر بازگشت می‌کردم و هرروز زندگی من بدتر از روز قبل سپری می‌شد تا اینکه لطف خداوند شامل حال من شد و کنگره سر راه من قرار گرفت. آن زمان جلسات نیشابور در پارک برگزار می‌شد. چند بار به همراه برادرم مهدی آقا، در جلسات شرکت کردم؛ اما به خاطر راه‌های متعددی که رفته و به بن‌بست خورده بودم، به کنگره هم ایمان نداشتم و می‌گفتم: این هم مثل همه راه‌های دیگر است و جواب نمی‌گیرم. به برادرم می‌گفتم: تو برو! اگر جواب گرفتی، من هم می‌آیم. بعد از گذشت مدتی، شاهد ایجاد تغییرات در برادرم بودم و حال خوش او را که دیدم با خودم گفتم: مثل‌اینکه این راه و روش درست است و جواب می‌دهد. درست زمانی که واقعاً خسته و درمانده شده بودم؛ توسط کمک راهنمای عزیزم آقای امیر هوشنگ مشاوره شدم. ازآنجایی‌که مدت‌ها بود فقط اجبار به مصرف مواد داشتم و نه‌تنها از مصرف آن لذت نمی‌بردم بلکه حتی با رنج و زجر مصرف می‌کردم و تمام زندگی‌ام درد و رنج و درماندگی بود. مدتی طول کشید تا با خودم کنار آمدم و با ایشان تماس گرفتم، ثبت‌نام کردم، اجازه ورود به لژیون را که به من دادند؛ انتخاب لژیون نموده و سفر خودم را آغاز کردم. در ابتدای ورود هنوز هم در شک و دودلی به سر می‌بردم و هنوز به این باور نرسیده بودم که بتوانم مصرف مواد را کنار بگذارم و به درمان برسم. با خودم می‌گفتم: شاید تریاک و هروئین را بتوانم برای مدتی کنار بگذارم، اما شیشه شوخی‌بردار نیست و من مجبورم تا آخر عمر مصرف‌کننده شیشه باقی بمانم. هر موادی قابل ترک و درمان باشد، شیشه درمان ندارد و تا آخر عمر همراه من است؛ تا اینکه مشغول به خدمت در قسمت وبلاگ شدم و سی‌دی‌ها  را می‌نوشتم و این نقطه عطفی شد برای من؛ تأثیر زیادی روی سفر اول من گذاشت و کمک شایانی به من نمود تا به ‌حال خوش امروز برسم. در همین‌جا از آقای امیر هوشنگ تشکر می‌کنم بابت تمام زحماتی که برای من کشیده‌اند و از ایشان طلب بخشش می‌کنم بابت تمام اذیت‌هایی که از من دیده‌اند. از پدر و مادر عزیزم تشکر می‌کنم که مهربانانه و با سعه‌صدر با من برخورد نمودند. اذیت و آزار زیادی از من دیده‌اند، علی‌الخصوص مادرم؛ چراکه هرلحظه و هر ثانیه به هر طریق که می‌شد دلش را آزرده و چشمش را گریانده‌ام؛ اما امروز که می‌بینم اشک خوشحالی در چشمانش نشسته است، من هم بسیار خوشحال هستم و همین‌جا از پدر و مادر عزیزم و برادر خوبم تشکر می‌کنم و به دستانشان بوسه می‌زنم و از آن‌ها می‌خواهم بابت تمام رنج‌هایی که از من دیده‌اند، من را حلال کنند و امیدوارم بتوانم گوشه‌ای از زحمات آن‌ها را جبران کنم و از رنج آن‌ها بکاهم. از جناب مهندس نیز تشکر می‌کنم بابت این راه درست و آموزش‌های ناب.

خیلی ممنون که با سکوت زیبایتان به حرف‌های من گوش کردید.



تایپ و نگارش: مسافر حسین (لژیون پنجم)، مسافر مهدی (لژیون دوم)

عکاس: مسافر مهدی (لژیون دوم)

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: تولدها، کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، روزهای پنج‌شنبه ویژه مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر مهدی .لژیون8 دوشنبه 12 شهریور 1397 04:02 ب.ظ
عرض تبریک به جوادعزیز وتشکرفراوان ازجناب آقای امیرهوشنگ گرامی بابت تمامی تلاشهایش در شعبه عطار
مسافر مهدی دوشنبه 12 شهریور 1397 09:37 ق.ظ
سلام خسته نباشید خدمت بچه های سایت نیشابور تبریک به جواد اقا و تبریک به اقای امیرهوشنگ عزیز جلسه عالی برگزار کردین ما مسافران کنگره 60نیشابور مدیون و قدردان زحمات بی دریغ شما در به راه اندازی شعبه نیشابور همیشه هستیم و خواهیم بود مرسی امیر هوشنگ جان که هستی.
دوشنبه 12 شهریور 1397 09:11 ق.ظ
تبریک بابت هفته سایت به همه زحمتکشان و تبریک به اقا جواد بابت تولد و آرامشی که نصیبش شده و باز تبریک به دوست و راهنمای خوبم امیر هوشنگ عزیز که هروقت تصویرش را می بینم باید از نزدیک زیارتش کنم هر چند که لطف خود را از شهرری دریغ کرده ولی انشالله در هر جایی که هست موفق و سربلند باشد و بداند که همه شهرری خاطر خواه اوست و صمیمانه دوستش دارند.
مسافر رضا یکشنبه 11 شهریور 1397 01:52 ب.ظ
تبریک به جواد عزیز و آقا امیر هوشنگ عزیز، جلسه زیبایی بود.تشکر از خدمتگزاران نمایندگی عطار نیشابور
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: