اولین جلسه از دوره نهم، از سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، نمایندگی عطّار نیشابور، ویژه مسافران و همسفران، روزهای پنج‌شنبه مورّخ 1397/06/22، با استادی: کمک راهنمای محترم آقای احمد، نگهبانی: آقای محسن، دبیری: آقای علی، با دستور جلسه: "وادی چهاردهم و تأثیر آن روی من" رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان احمد هستم یک مسافر؛

از نگهبان جلسه آقای محسن متشکرم که این فرصت را در اختیار من قراردادند تا خدمت کنم. قبل از هر چیز تشکر می‌کنم بابت حضور پرشور مسافران عزیز در جلسه روز سه‌شنبه که به زیبایی هرچه‌تمام‌تر مراسم قدردانی و تشکر از زحمات ایجنت و مرزبانان محترم نمایندگی عطار نیشابور را برگزار نمودند. این مراسم و جشن‌ها برای این است که من تشکر کردن را یاد بگیرم؛ چراکه اگر تشکر کردن از مخلوق را یاد نگیرم، نمی‌توانم از خالق خود تشکر کنم.

و اما دستور جلسه این هفته که وادی چهاردهم، عشق و محبت است. برای من از عشق سخن گفتن، کاری سخت و دشوار است؛ اما سعی می‌کنم از آموزش‌های کنگره استفاده کنم و باب سخن را در این موضوع بگشایم. 

عشق یعنی محبت و محبت یعنی دوست داشتن همه‌چیز؛ دوست داشتن هر آنچه در هستی است؛ جمادات، نباتات، حیوان، انسان و ... و فرقی نمی‌کند که آن چیز یا موجود برای من خوشایند است یا خیر! و در یک کلمه می‌توان گفت: هر آنچه در هستی وجود دارد می‌شود عشق! گاهی پیش می‌آید من از چیزی خوشم نمی‌آید، زبان به شکوه و شکایت باز می‌کنم که این چه چیزی بود خدا خلق کرد؟ و ... . این حالت، نشانه عدم درک و آگاهی من از فلسفه خلقت آن است. هرگاه چیزی به نفع من است، خوشم می‌آید و دوستش دارم، می‌گویم: مرحبا به خداوند که چنین چیزی خلق کرد و هرگاه از درک و فهم چیزی عاجز می‌مانم و نمی‌دانم به چه دلیل وارد هستی شده و فلسفه خلقتش چیست، گله‌مندم و می‌گویم: ای‌کاش خلق نمی‌شد! اما کسی که عشق را به معنای واقعی کلمه احساس، ادراک و دریافت نموده باشد و عاشق راستین باشد از وجود هیچ‌چیز در هستی ناراحت نمی‌شود و بدش نمی‌آید؛ یعنی به این درک رسیده است که هر آنچه خلق‌شده است لازمه هستی و حیات بوده و قابل‌احترام و دوست داشتن است؛ مانند انسان، حیوان، گیاه، آب، خاک، باد، آتش و ... که هرکدام فلسفه خاص خودش را دارد، وجودش برای هستی لازم و ضروری است و من باید همه را دوست بدارم و با همه خلایق دوستانه رفتار نمایم و این نقطه‌ای است که من به یک انسان واقعی و آن‌گونه که مدنظر خداوند است و خداوند دوست دارد و اگر به این درجه برسم، وجودم سراسر عشق است و خودم می‌شوم عشق! عشق خداوند یعنی آن چیزی که خداوند دوست دارد و عاشق اوست و نرسیدن به این رتبه و درجه یعنی نقصان و هیچ‌کس باعث آن نیست مگر شخص خودم که با رفتن به سمت ضد ارزش‌ها باعث محدود شدن دایره حواس و یا بسته شدن آن شده‌ام و نمی‌توانم به درک درستی از عشق برسم. بزرگی می‌گوید: اگر عشق خالق نداری، عشق مخلوق مهیا کن تا قدر این کلمات تو را حاصل آید؛ یعنی اگر می‌خواهی به عشق خداوند برسی، باید اول به عشق مخلوق برسی؛ یعنی هر آنچه خداوند خلق نموده و در هستی هست را دوست داشته باشی تا در ادامه بتوانی به عشق برسی و این عشق شعاع اضافه نماید، بزرگ و بزرگ‌تر شود تا درنهایت به عشق خالق برسی.

گاهی تعبیر ما از عشق اشتباه است و حسابگرانه به عشق نگاه می‌کنیم؛ اما عشق واقعی عشقی است که با خلوص نیت و بلاعوض باشد. اگر من امروز می‌خواهم کاری کنم یا خدمتی انجام دهم، نباید در ظاهر و باطن در پی این باشم و توقع داشته باشم کی عوض آن را می‌بینم و عوایدش به من بازمی‌گردد. اگر این توقع وجود داشته باشد؛ دیگر عشق نیست، بلکه معامله است و هرکس با این دیدگاه به عشق نگاه کند و عشق بورزد هرگز نمی‌تواند به عشق خداوند برسد و به او نزدیک شود. چراکه گفتم اگر بخواهیم عشق خداوند را در دل داشته باشیم و به او نزدیک شویم، اول باید مخلوقاتش را دوست داشته باشیم. پس آن‌کسی که در قبال محبت و خدمتی که انجام می‌دهد توقع خدمت و محبت داشته دارد، به معنای درستی از عشق نرسیده و آن را درک ننموده است و کاری که انجام می‌دهد نه‌تنها عشق نیست بلکه معامله‌ای است که فرد در افکار و اندیشه خودش انجام داده و منتظر بهره‌برداری و بازگشت سرمایه و سود آن است. ما باید همیشه از طبیعت الهام بگیریم. در طبیعت یک رود همیشه در مسیر خودش جاری و روان است و در مسیر خودش همه را سیراب می‌کند؛ خواه حیوان باشد، انسان باشد یا گیاه، برایش هیچ فرقی نمی‌کند یا خورشید به همه‌جا و همه‌چیز یکسان می‌تابد و خار و گل برایش فرقی ندارد. زمانی که ما بتوانیم این‌گونه به هستی نگاه کنیم و این‌طور به هستی خدمت کنیم تبدیل به یکی از دوست‌داشتنی‌ترین مخلوقات خداوند می‌شویم که خدا او را دوست دارد و به او عشق می‌ورزد. رودخانه، خورشید، ماه و ... در قبال خدمتی که انجام می‌دهند از هیچ‌کس هیچ توقعی ندارند. شاید این سخن به میان بیاید که خلقت آن‌ها این‌گونه است و نمی‌توانند درخواستی از کسی داشته باشند؛ اما حقیقت امر این است که تمام خلایق دارای نفس هستند و از نشانه‌های نفس، داشتن خواسته است. پس ما و همه مخلوقات با خواسته‌ای پا به هستی گذاشته‌ایم و در ادامه آن‌کسی که کارش را درست انجام می‌دهد و عشق را پایه و اساس کار خود قرار می‌دهد، از کار خود بسیار لذت می‌برد.

اما باید به این نکته توجه داشت که هرکس بر مبنای ظرفیت خودش به عشق می‌رسد. اگر من بخواهم به عشق برسم و تمام وجودم سرشار از عشق باشد، قبل از هر چیز باید روی ظرفیت خودم کارکنم؛ زیرا اگر ظرفیت عشق را نداشته باشم عشق در من به وجود نمی‌آید و اگر هم به وجود بیاید عشقی نیست که من از آن لذت ببرم و حتی ممکن است موجب ایجاد تخریب در من و اطرافیانم شود. داشتن و به وجود آوردن ظرفیت از اهم مسائل است. مثلاً اگر من بخواهم پولدار شوم و به دنبال پول درآوردن بروم، به این نیست که رفاه و آسایش خانواده‌ام را فراهم کنم و اگر توانستم به دیگران هم کمک کنم و نام این کار از دیدگاه خودم بگذارم عشق به خانواده؛ اما به نیازهای عاطفی خانواده توجهی نکنم. این کار نه‌تنها عشق نیست، بلکه نوعی معامله است که در افکار و اندیشه‌ام با خودم انجام دادم و هرچه بیشتر به سمت پول درآوردن پیش بروم، بیشتر از خدا دور می‌شوم و زمانی که فاصله من از خداوند بیشتر شد، فاصله من از عشق هم بیشتر می‌شود. آن چیزی که مرا از خداوند دور کند، عشق نیست؛ من به‌اشتباه نام آن را عشق گذاشته‌ام؛ زیرا وقتی فاصله من از خداوند بیشتر شود، دستم در دست شیطان نیروهای منفی و اهریمنی است و مرا هرروز دور و دورتر می‌کند. سه نوع عشق داریم؛ اول عشق مخلوق به مخلوق است که انسان می‌تواند از هر چیزی که در هستی هست، خوشش بیاید و آن‌ها را دوست بدارد. دوم عشق مخلوق به خالق است؛ یعنی از مرتبه عشق به مخلوق عبور کنی و به آنجا برسی که خالق را دوست بداری و سوم عشق خالق به مخلوق است که این غایت عشق است و خداوند بنده را دوست دارد. راه عشق، راهی بسیار سخت، صعب‌العبور و پرپیچ‌وخم است و جهت رفتن و رسیدن نیاز به آموزش‌های بسیار و تزکیه و پالایش دارد. امیدوارم همگی بتوانیم به‌حداعلای عشق برسیم تا از زیستن و زندگی کردن لذت ببریم.

ممنونم که سکوت کردید و به صحبت‌های من گوش کردید.



تایپ و نگارش: مسافر حسین (لژیون پنجم)، مسافر مهدی (لژیون دوم)

عکاس: مسافر مهدی (لژیون دوم)


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60، روزهای پنج‌شنبه ویژه مسافران و همسفران،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافرسیدمهدی یزدان یکشنبه 25 شهریور 1397 12:17 ق.ظ
...⚘⚘⚘Khoda Ghovat⚘⚘⚘...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: