کارگاه خصوصی مسافران کنگره 60، روز یکشنبه 97/08/06
دوشنبه 7 آبان 1397 ساعت 10:01 ق.ظ | نوشته شده به دست مسافر مهدی | ( نظرات )

دهمین جلسه از دوره نهم، از سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60، نمایندگی عطّار نیشابور، ویژه مسافران، روزهای یکشنبه مورّخ 1397/08/06، با استادی: کمک راهنمای محترم آقای محمد، نگهبانی: آقای رضا، دبیری: آقای علی‌اصغر، با دستور جلسه :"وادی دوم و تأثیر آن روی من"، رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛

خداوند را شاکرم که یک‌بار دیگر این جایگاه را تجربه می‌کنم. از نگهبان جلسه متشکرم که این فرصت را به من داد. دستور جلسه وادی دوم است. در کنگره 60 تمام دستور جلسات زنجیروار به هم متصل هستند؛ یعنی من زمانی می‌توانم به وادی دوم برسم که بتوانم مقداری از وادی اول را درک کنم. دستور جلسه قبلی دی سپ بود که یک داروی بسیار عالی است و افراد زیادی جواب گرفته‌اند. قبل از وادی دوم، وادی اول است که می‌گوید: با تفکر ساختارها آغاز می‌شود؛ منظور ما در کنگره ساختاری است که انسان به آسایش برسد، ساختاری است که انسان بتواند در آن زندگی کند، ساختاری است که انسان بتواند احیا شود. اربعین حسینی در پیش است؛ ساختار امام حسین یک حقیقت بود، پیام راستین در دل خود داشت و ساختار درستی بود که تا امروز زنده نگاه داشته شده است و عقیده من این است اگر کسی برای امام حسین اشک می‌ریزد؛ باید بداند به چه دلیل اشک می‌ریزد؟ شب عاشورا امام حسین به یارانش گفت: اگر حق‌الناس بر گردن کسی هست برود؛ زیرا حق‌الناس با شهادت درراه خدا هم از بین نمی‌رود و می‌خواهد به ما بگوید حق‌الناس مسئله بسیار مهمی است. اگر من این مسئله را گفتم می‌خواهم ربطش بدهم به درمان، می‌خواهم بگویم آقایی که می‌خواهی مدتی بیایی و بعد درمانت کامل نشده بروی! این صندلی حق‌الناس است؛ پس ما باید در هر موردی تفکر کنیم تا بتوانیم ساختاری بسازیم که ما را به آرامش برساند. در وادی اول از سه نیروی القاء، احیا و تحرک صحبت شده است. صوت، نور و حس هم در هستی هست. همه این‌ها برای این است به انسانی که طلب و خواسته دارد کمک کنند. همه این‌ها کمک می‌کنند اگر نیروی منفی بگذارد؟! شخص مصرف‌کننده با هر ماده مصرفی می‌خواهد درمانش را شروع کند. خواسته‌اش را دارد، حرکت هم می‌کند؛ اما نیروی منفی دوست ندارد و نمی‌خواهد نیروهایی که تحت تسلط او هستند را از دست بدهد؛ بنابراین مانع ایجاد می‌کند. رهجو وارد سفر می‌شود؛ پس از گذشت 2 ماه یادش از قرض‌هایش می‌آید، یادش از وامش می‌آید و... و همه این‌ها کنار هم قرار می‌گیرد تا یک رهجو به درمان نرسد؛ بنابراین انسان خیلی باید مواظب نیروهای منفی باشد. اگر می‌خواهی موفق باشی باید نگاهت به اعتیاد واقع‌بینانه و نقشه حمله‌ات بسیار حسابگرانه باشد! چرا؟ چون اعتیاد یک بیماری بسیار قوی است. می‌خواهد به من بفهماند اگر می‌خواهی به درمان قطعی برسی؛ باید مجری خوبی باشی. راهنما تجربه و دانش دارد، نقشه می‌کشد و شما فقط باید اجرا کنی.

اما می‌رسیم به اینجا که؛ چرا انسان ناامید می‌شود؟ براثر برخی از مواد شبه افیونی که در بدن کاهش میابد انسان ناامید می‌شود. گاهی هم انسان از بی مشکلی دنبال مشکل می‌گردد. در وادی اول مهم‌ترین مسئله این است که بدانیم به چه چیز باید فکر کنیم که متأسفانه برخی از ما به همه‌چیز فکر می‌کنیم غیر از درمان و اینجاست هجمه‌ای به ما وارد می‌شود، افکاری مانند اینکه؛ خانه ندارم، همسر ندارم و... اینجا امواج منفی را به سویت گسیل می‌دارد و افکار منفی حلق‌آویزت می‌کند. اینجا به تو فشار وارد می‌کند و ناامیدت می‌کند و چنان ناامیدت می‌کند که دیگر توان حرکت نداری و سطح انرژی‌ات را پایین می‌آورد. اینجاست که جناب مهندس وادی دوم را مطرح می‌نمایند و می‌گویند: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد، ما به هیچ نیستیم حتی اگر خودمان به هیچ فکر کنیم. تنها مخلوق خداوند انسان نیست؛ گیاهان، حیوانات و... نیز مخلوق خداوند هستند. افکار منفی ما را به ناامیدی و پوچ‌گرایی می‌کشاند و اینجاست که می‌گوییم؛ خدایا من چقدر من بدبختم و زندگی را فی‌نفسه رنج و عذاب می‌دانیم، چرا؟ وقتی‌که من نمی‌توانم از یک مرحله زندگی وارد مرحله دیگری شوم دچار یاس و ناامیدی می‌شوم. این وادی‌ها تنها برای انسان مصرف‌کننده نیست؛ بلکه راه‌ها و قوانینی است برای آموختن راه و رسم زندگی. خیلی از انسان‌ها هستند مواد نمی‌زنند و نقطه تحمل ندارند، خیلی از انسان‌ها نمی‌توانند صفت گذشته خودشان را تغییر دهند. اینجا این سؤال پیش می‌آید که چرا من نباید ناامید شوم؟ اگر من ناامید شوم؛ نمی‌توانم مسئولیت کار خودم را بپذیرم، مسائل حیاتی‌ام را به خداوند واگذار می‌کنم و ساختارهای ذهنی مثبتم را نمی‌توانم به ساختارهای عملی تبدیل کنم، به‌فرمان عقل نزدیک نمی‌شوم، راه پیدا شود نمی‌توانم حرکت کنم، صد راه پیدا شود بی‌فایده است، نقطه تحمل معنایی ندارد، صفت گذشته همیشه صادق است، به چشمه جوشان تبدیل نمی‌شوم، خواسته‌ای ندارم که در آخر امر، امر اول برایم اجرا شود، همیشه نقطه‌های تاریک زندگی را می‌بینم و پایان هر نقطه آغاز نقطه‌ای تاریک‌تر است و به‌هیچ‌عنوان به وادی عشق و محبت نخواهم رسید.

در وادی دوم می‌گوید: خوشحالیم که به جنگ نرم خود ادامه می‌دهید. جنگ با اعتیاد، جنگ با اژدهای هزار سر است؛ اعتیاد خیلی قوی است، اگر قرار است به جنگ بروی باید سلاح داشته باشی، باید شمشیر فولادی داشته باشی. جنگ، جنگ تفکر و اندیشه است، جنگ با نفس اماره است. می‌گوید: شیشه بکش، نکشی، مواد مصرف کن، نکنی و... با شمشیر چوبی نمی‌شود به جنگ نفس اماره رفت. شمشیرت آنجایی فولادی می‌شود که بتوانی آموزش بگیری، مشارکت و اعلام سفر کنی و آموزش‌هایت را در زندگی کاربردی کنی. ما جهت را سال‌ها گم کرده بودیم و هدف از خلقتمان را نمی‌دانستیم. وقتی انسان هدف و قبله‌اش را گم می‌کند؛ نه‌تنها به رود خروشان تبدیل نمی‌شود؛ بلکه تبدیل به فاضلاب جوشان می‌شود. وقتی هدفت را گم می‌کنی ضد ارزش‌ها جای ارزش‌ها را می‌گیرد؛ یعنی چه؟ یعنی یک نفر دزدی می‌کند و می‌گویند خوش به حالش! دزدی می‌کند، هیچ‌کس نمی‌فهمد. دروغ می‌گوید، کسی نمی‌فهمد و... این‌ها کار ضد ارزش هستند. به نوامیس مردم تجاوز می‌کند و می‌گویند: خوش به حالش چه آدم زرنگی است! اما همه این‌ها کار ضد ارزش است و برای انسان جهنمی سوزان ایجاد می‌کند. ما مصرف‌کنندگان گم‌گشتگان هستیم؛ یعنی خودمان را گم‌کرده‌ایم. باید تلاش کنیم و خودمان را پیدا کنیم؛ یعنی باید بیاییم، آموزش بگیریم تا به‌جایی برسیم که گوهر وجودی خودمان؛ یعنی قدرت اختیار را به دست بگیریم و بتوانیم گوهر جانمان را تربیت کنیم. در مسیر درمان در توانایی‌های تو خللی ایجاد نمی‌شود. تو باید ناامید نشوی و دیگران را هم ناامید نکنی. افرادی تو را از آمدن به کنگره منع می‌کنند؛ چون خودشان سرسپرده نبوده‌اند و قوانین و حرمت‌ها را زیر پا گذاشته‌اند و به درمان نرسیده‌اند. می‌گویند: کنگره به ما جواب نداد و ما خوب نشدیم! تو هم نرو، بی‌فایده است! نگذارید حرف و کلام این افراد در شما رخنه کند. کسی را هم ناامید نکنید. تو که به کنگره می‌آیی؛ فرزندت، همسرت، پدر و مادرت و ... همه به امیدی تو را یاری می‌کنند که تو در کنگره ۶۰ به درمان می‌رسی؛ پس سعی کن آنچه می‌آموزی کاربردی کن، ناامید نشو و موجب ناامیدی دیگران نیز نباش. اگر ناامید شدی باید در گرداب اعتیاد بسوزی و بسازی.

در وادی دوم می‌گوید: از ذرات جرقه به نور می‌رسید؛ یعنی اینکه با انجام کوچک‌ترین کارهای ارزشی به نور می‌رسید. با دستگیری از یک نابینا و عبور دادن او از خیابان چه حال خوبی پیدا می‌کنی؟ و ... این‌گونه کارها همان ذرات جرقه هستند که تو را به نور یعنی خداوند می‌رسانند. الله نور السماوات و الارض. دنبال خداوند بیرون از وجودت نگرد، انسان معبدی است که خداوند در آن نشسته، خداوند در درون تو است؛ به‌شرط آنکه عاقل و عارف باشی. عارف خودش را می‌شناسد و عاقل هم دیگران را می‌شناسد. پست ناامید نباش. باید به‌جایی برسی که نیروهای خفته درونت را بیدار کنی و از آن‌ها بهترین استفاده را بکنی. هیچ مخلوقی را خداوند بی‌حکمت خلق نموده است؛ اگر نهنگ نبود بقیه آبزیان نمی‌توانستند زندگی کنند. اگر زنبورعسل نبود کار گرده‌افشانی به‌هیچ‌عنوان صورت نمی‌گرفت. آیا من انسان که اشرف مخلوقات هستم بی‌جهت خلق‌شده‌ام؟ به‌هیچ‌عنوان! پس ناامید نباش و نگذار شیطان به تو رخنه کند؛ وقتی نیروی منفی در تو رخنه می‌کند سطح مواد شبه افیونی را پایین می‌آورد، افکار منفی به سراغت می‌آید و درگیر بیماری‌های سایکوسوماتیک یا روان‌تنی می‌شوی. اگر امید داشته باشی؛ در صحرای سوزان باشی، در قهقرای مواد مخدر و اعتیاد هم که باشی، تو همه‌چیز داری و به رهایی می‌رسی. ولی اگر در کاخ زندگی کنی و ناامید باشی، هیچ‌چیز نداری؛ پس ناامید و غمگین مباش! خداوند بزرگ و بخشنده و مهربان است. خودش گفته: (ادعونی استجب لکم) خدای من و شما خدایی است که یوسف را به یعقوب بازگرداند، خدایی است که موسی را به مادرش بازگرداند، خدای من و شما خدای محمد (ص) و حسین (ع) است، خدایی است که اسماعیل را به ابراهیم بازگردان؛ پس چرا انسان باید ناامید شود؟ ناامید نباش و سرت را بالا بگیر. تو یک روزی مصرف‌کننده شیشه بودی، یک روزی هروئین می‌زدی، یک روزی معتاد بودی و ...! امروز یک مسافری و می‌خواهی بیماری‌ات را درمان کنی! چرا باید ناامید باشی؟ آقای سفر دومی که همه‌چیزت درست است، تو چرا باید ناامید باشی؟ هرروز صبح که بیدار می‌شوی خداوند را به خاطر نعمت‌هایش شکر کن؛ پس ناراحت و غمگین نباشید، خدای ما خدای بسیار بزرگی است.

ای ساربان غمگین مباش، خوش‌روزگاری می‌رسد

 یا عمر غم سر می‌رسد، یا غمگساری می‌رسد

ای ساربان آهسته ران، قدری تحمل بیشتر

این کشتی طوفان‌زده، آخر کناری می‌رسد.

از اینکه سکوت کردید و به صحبت‌های من گوش کردید، متشکرم.


تایپ و نگارش: مسافر حسین (لژیون پنجم)، مسافر علی (لژیون چهارم)

عکاس: مسافر محسن (لژیون سوم)


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی خصوصی مسافران کنگره 60، روزهای یکشنبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
چهارشنبه 9 آبان 1397 09:18 ب.ظ
سلام وخسته نباشید خدمت استاد بزرگوارم جناب آقای زرگرانی واقعا خیلی قشنگ در عالی ترین و با فن بیان و خطابه زیبا برای من مسافر که حس هام بسته می‌باشد حالت تعادل لازم دارم وهر آن ولحظه باید با امید به زندگی وسفرم ادامه دهم آنچه از دل براید لاجرم بردل نشیندو تشکر میکنم از آقای مهندس بادرایتی که برای شعبه عطار نیشابور دارند که از زحمات شما استاد تشکر مینماییند
همسفر چهارشنبه 9 آبان 1397 04:18 ب.ظ
واقعا خیلی خوب بود بسیار لذت بردم مطالب منسجم بود و به خوبی نشان دادین که اگر این وادی رو به سلامت طی نکنیم نمیتونیم به وادی های بعد برسیم. و در پایان که امید به خدا رو ضامن به سلامتی گذشتن از این وادی ذکر کرده بودین. واقعا خسته نباشید .
محمد خوشبزم چهارشنبه 9 آبان 1397 10:48 ق.ظ
بسیار عاااالی بود..ممنون از زحمات شما
سیدتقی سه شنبه 8 آبان 1397 06:25 ب.ظ
ای ساربان غمگین مباش خوش روزگاری میرسد عالی خیلی عالی خداقوت پاینده باشی اقای محمد




مسافرتقی
سعید باغجری سه شنبه 8 آبان 1397 12:48 ب.ظ
دست مریزاد استاد عزیزم واقعا عالی استفاده کردم ممنون
علی خوش بزم سه شنبه 8 آبان 1397 12:24 ب.ظ
بسیار بسیار جلسه عالی و پرباری بود کلا جلساتی که شما استاد میشینید جزء بهترین جلسات هستش
رسول سه شنبه 8 آبان 1397 09:25 ق.ظ
عالی تا به الان وبه این اندازه حس به این زیادی به جلسه عمومی نداشتم خداقوت همه بخصوص جناب آقای زرگرانی
میلادرخصتی دوشنبه 7 آبان 1397 10:58 ب.ظ
جلسه ای پربار پرشور و پرانرژی داشتید واقعا جای تحسین دارد این همه عشق و محبت ممنونیم از این همه زحمات بی دریغ واقعامطالب عالی آموزنده ومفیدبودند امیدوارم همچنان باعشق دراین راه قدم بردارید و باخدمت در شعبه عطاربدرخشید عالی عالی عالی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
نویسندگان ...
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: